جرج والاچی نوه گانگستر معروف آمریکایی جو والاچی است که برخلاف پدربزرگش راه راست را در پیش گرفته و اکنون به عنوان یک تکنسین ماهر تأسیسات در شهر شیکاگو مورد احترام است. از خصوصیات مثبت جرج یکی این است که در مواردی که در حل مشکلی در می ماندبا استادش پروفسور مشورت می کند " جرج والاچی"  نوه گانگستر معروف آمریکایی " جو والاچی"  است که برخلاف پدربزرگش راه راست را در پیش گرفته و اکنون به عنوان یک تکنسین ماهر تأسیسات در شهر شیکاگو مورد احترام است. از خصوصیات مثبت جرج یکی این است که در مواردی که در حل مشکلی در می ماند یا تردید دارد با استادش " پروفسور"  مشورت می کند تا بهترین راه حل را پیدا کند.
یکی از روزهای ژوئن 2008 یکی از فروشندگان وسایل تأسیساتی با جرج تماس گرفت و به او گفت دستگاه تهویه مطبوع اسپلیت یکی از منازل حومه شهر درست کار نمی کند و از او خواست مشکل را برطرف کند. حوالی ساعت 10 صبح جرج به محل رسیده و خانمی به اسم هِلن در را باز و او را به داخل راهنمایی کرد. اولین چیزی که پس از ورود به خانه توجه جرج را جلب کرد گرمای بیش از حد آنجا بود چندان که گویی اصلاً فاقد دستگاه خنک کننده است؛ ترموستات دمای 84 درجه فارنهایت را نشان می داد. هِلن گفت دستگاه مداوماً مشغول کار است ولی غیر از مدت کوتاهی در اوایل کارش دیگر هیچ تأثیری در خنک سازی خانه ندارد.
جرج بخش داخلی دستگاه تهویه مطبوع را به دقت بررسی کرد و به هیچ مشکلی برنخورد. سپس برای بازرسی بخش بیرونی دستگاه به محل استقرار آن مراجعه کرد و با مشاهده وضع موجود بلافاصله علت عدم کارایی دستگاه را کشف کرد: مالک ساختمان یک بالکن چوبی به پشت خانه اضافه کرده و حالا بخش بیرونی دستگاه یعنی کندانسور درست زیر این بالکن قرار گرفته بود. او صدای بادزن کندانسور را می شنید اما صدایی از کمپرسور به گوشش نمی خورد. جرج به داخل خانه برگشت و دستگاه را خاموش کرد؛ از هِلن پرسید:
•کِی این بالکن به خونه اضافه شده؟
•سه روز پیش کار بالکن سازی تکمیل شد.
•اون پیمانکاری که بالکن رو ساخت نگفت که با این کار در واقع روی کندانسور پوشیده می شه؟
•آره، ولی گفت فضای کافی اطراف کندانسور هست تا هوا جریان پیدا کنه.
•من فکر می کنم عامل عدم کارایی دستگاه همین بالکن باشه چون فاصله اش تا بالای کندانسور فقط دو فوته و بادزن کندانسور هم بالا می زنه؛ در نتیجه هوای داغ خروجی از کندانسور به بالکن برخورد می کنه و دوباره برمی گرده به خود دستگاه. این باعث می شه کمپرسور اُورلُد (Over Load) کنه و خاموش بشه (شکل1). من حالا می رم ببینم واسه حل این مسئله در وضع موجود چیکار می تونم بکنم.
•دستم به دامنتون ما فردا شب یه مهمونی داریم که از نظر کاری برای من و شوهرم خیلی مهمه. ما فقط از شما هوای خنک می خوایم! جرج در حالی که به کندانسور و بالکن خیره شده و دنبال راه حل مسئله بود به فکرش رسید تلفنی نظر استادش " پروفسور"  را در این مورد جویا شود. پس از این مسئله را برای پروفسور تشریح کرد و گفت:
•قطعاً باید یا بالکن برداشته بشه یا جای کندانسور عوض بشه؛ اما چون فردا شب اینجا مهمونیه، کمپانی می گه من در این فاصله کوتاه نمی تونم جای کندانسورو عوض کنم. حالا من فکری ام که چیکار کنم که موقتاً مسئله حل بشه.
•اول برو با شیلنگ روی کمپرسور آب بریز تا خنک شه تا بعد بگم چیکار کنی. جرج قبل از پاشیدن آب روی کمپرسور، تمام اتصالات برقی آن را قطع کرد تا خطری پیش نیاید. بعد به آرامی شیلنگ آب را روی کمپرسور گرفت (شکل2). بعد پرفسور گفت:
•به فروشگاه زنگ بزن بگو یه پنکه بزرگ با پایه قابل تنظیم برات بفرستن؛ این بادزنو بذار زیر بالکن تا هوا رو از روی کندانسور جریان بده. این جور پنکه ها سروصدای چندانی تولید نمی کنن.
دو ساعت بعد پنکه رسید و در جای مناسبی زیر بالکن نصب شد؛ حالا دیگر هوا در فضای زیر بالن نمی چرخید بلکه توسط پنکه به بیرون این فضا رانده می شد. کمپرسور هم خشک شده بود. جرج به داخل خانه برگشت و دستگاه را روشن کرد؛ بعد از چند دقیقه هوای خنک دلپذیری در خانه جریان یافت. هِلن که از خوشحالی سر از پا نمی شناخت گفت:
•اوسا جداً دستتون درد نکنه. اگه مهمونی فردا جنبه کاری نداشت حتماً خواهش می کردم شمام تشریف بیارین.
•خیلی ممنون خانون؛ ولی باید بگم این کاری که کردم جنبه موقتی داره. کار اساسی اینه که جای کندانسور عوض بشه که من فعلاً وقتشو ندارم. چند روز دیگه می آم این کارو می کنم.
جرج قبل از رفتن فکر کرد بهتر است از همین حالا اطراف ساختمان را برای یافتن محل جدید نصب کندانسور بررسی کند. پشت خانه در حوالی یکی از گوشه ها مکان مناسبی نظرش را جلب کرد. بهتر دید نظر پروفسور را نیز تلفنی جویا شودک
•پروفسور من یه جای خوبی پشت خونه نزدیک یکی از گوشه ها پیدا کردم ولی خیلی نزدیک پنجره اتاق خوابه، فکر کنم سر وصدای دستگاه اذیتشون کنه.
•درسته این نزدیک بودن به پنجره اتاق خواب مسئله مهمیه. بهتره ببینی خود صاحب خونه چی می گه.
جرج موضوع را با هِلن در میان گذاشت؛ هلن نقطه دیگری را به او پیشنهاد کرد که جرج بلافاصله آن را رد کرد چون آب باران از روی سقف شیروانی در حجم زیاد روی دستگاه سرازیر می شد (شکل3). هلن پرسید:
•مگه دستگاه ضد بارون نیست؟
•چرا ولی اونم حدی داره. دستگاه نمی تونه این حجم آبو که شُرشُر روی دستگاه می ریزه تحمل کنه.
بعد به اتفاق هِلن نقاط دیگری را در اطراف ساختمان زیر نظر گرفتند؛ جایی که هر دو روی آن توافق کردند لبه انتهایی بالکن کنار ماشین رو بود که حدود 25 فوت با مکان قبلی فاصله داشت. جرج باید برای لوله کشی و سیم کشی برق به محل جدید هم امکانات را بررسی می کرد تا این کار به طور کاملاً ایمن صورت گیرد.
هلن همنطور که مشغول شمردن پول دستمزد جرج بود گفت:
•ابتکار شما واقعاً در نوع خودش جالب بود؛ دلم می خواد همه کارای تأسیساتی اینجارو از این به بعد شما انجام بدین. این پول قابل شمارو نداره. ایشالا بعد از جابجایی کندانسور حسابی از خجالتتون در  می آم.
جرج پول را به طور کاملاً امن در جیبش گذاشت و با خود فکر کرد اگر آن پیمانکاری که بالکن را به این خانه اضافه کرد کمی فکرش را به کار می انداخت این همه گرفتاری و هزینه برای این خانواده پیش نمی آمد.
  
ترجمه واقتباس: مهندس سید مجتبی طباطبایی
نمايش : 4230 تاریخ انتشار : 1391/12/04 16:33:42 امتیاز :
5.0
2 رای
نظرات توسط کاربران نگاشته شده است و مسئولیت آن بعهده نویسنده مطلب میباشد.
موضوع :
از طرف :

Powered by CMSIRAN © 2018 - 2019